به دنبال انقلاب های پیاپی در قرن 19 که رفاه طبقه متوسط (سوداگر) از منظر اقتصادی و سیاسی را در آن زمان به همراه داشت، کشور فرانسه دستخوش دگرگونی های اجتماعی بسیار شده بود. باوجود آرامش ظاهری پس از انقلاب 1848، نزاع های اجتماعی نیز وجود داشت و موپاسان، چهره ای برجسته در میان نویسندگان نیمه دوم قرن 19 و نیز امروزه، درصدد بود تا تصویری در حدی واقع گرایانه از جامعه زمان خود ارائه دهد. بدون تردید از لحاظ ساختارگرایی، هدف، نزدیک شدن به واقعیت است که این امر نوبه خود، ایجاد جنبه چندصدایی (پلی فونیک) را در آثار موپاسان باعث شده است. برخی منتقدان ادعا می کنند نثر موپاسان، نوشتاری «واقع گرایانه» و در اصل، تنها بخشی از یک بینش ذهنی و یک طرفه از تاریخ است. بدین منظور در این تحقیق سعی شده است با بررسی شرایط خلق اثر نزد نگارنده و رابطه موجود میان او و شخصیت های داستانش، بسیاری از نکات مبهم آشکار شود.